|
نوشته شده توسط پيام ستاره
|
|
شنبه, 14 شهریور 1388 04:59 |
|
بهترین اعمال محبت با اهل عالم است " یکی از شگفت انگیزترین و خارق العاده ترین اعمال در عالم انسانی و یکی از درخشنده ترین ستاره های آسمان حقیقت محبت است . " محبت کارهای عجیبه و عظیمه دارد نیت خالص عمل خالص و ظهورات انقطاع و شئونات آن کل از این مصدر است یعنی از محبت صادر و ظاهر و باهر ومشهود ."
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
دوشنبه, 25 آذر 1387 10:45 |
|
"آسایش هنگامی دست دهد که هر کس خود را نیک خواه همه روی زمین نماید " هر انسانی برای هدفی هر چند کوچک یا بزرگ به این دنیا پا گذاشته که این اهداف همه وسیله ای است برای رسیدن به هدفی بزرگ تر و مهم تر می باشند که آن وحدت عالم انسانی است. برای رسیدن به این هدف باید جهانی اندیشید. چرا که کل جهان را باید به سوی وحدت و صلح وآشتی سوق داد .پس اگر شخصی در دایره ی خود بینی قرار گیرد، چگونه می تواند برای رسیدن به این هدف بزرگ تلاش کند. دنیای امروز تقریباً به این نتیجه که خود بینی باعث دور شدن از آسایش و راحتی عموم است، رسیده است. چرا که دو جنگ جهانی و قریب به نیم قرن جنگ سرد و پی آمد های آن که جنگ های منطقه ای و ناحیه ای باشد، نشان داد که بشریت برای رهایی از جنگ ها و سایر گرفتاری های خود چاره ای جز به راه نو رفتن، جهانی اندیشیدن و دیگران را برادر خود دانستن ندارد. باید حد ومرزی برای امیال و خواسته های خود قائل شد و تسلیم عدالتی جهانی گردید؛ زیرا که اگر غیر از این عمل کنیم و نیک خواه همه روی زمین نباشیم آسایش به وجود نمی آید.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
چهارشنبه, 24 مهر 1387 02:34 |
|
خانه من، خانه ما، خانه ای خریده ام، بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار، خانه ای خریده ام كه سقفش آسمان است. اینجا هر شب میهمانی است. هر شب آدمیان در زیر سقف خانه من می خوابند. سقف خانه ام را با ستاره هایی آذین بسته ام. اما چراغ اصلی من همان ماه است. آری، در خانه من هیچ كس میهمان ناخوانده نیست. در اینجا مذهب عاشقی است.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
پنجشنبه, 11 مهر 1387 15:51 |
|
دوستی دیرین و برادری نازنین به منزلمان آمد و نشست. بعد از گفتگوهای عادی صحبت از امورجاری شد و طبق روال همیشگی افاضات تلویزیونهای ماهوره ای وارد گفتمان گشت. آن دوست در پاسخ به سوال معمول چه خبر، با اطمینان شروع کرد حرف های یکی از این اندیشمنـد نماهای ماهواره ای را نقل کند مبنی بر تاسف و اندوه شدیدی که ار کشتار مردان قبیله ی بنی قریظه احساس می کرده است. دیدم زهری که آن سخن گو در ذهن دوست من ریخته است تقریبا کار گر افتاده ا ست؛ چون داشت می رفت که حضرت محمد رسول الله را مبتکر و مقصر آن حادثه ی شوم جلوه دهد و ایشان را محکوم کند. در اینجا وارد مذاکره شدم و سعی کردم ذهنیت نسبتـا شکل گرفته ی او را راجع به این قضیه کمی اصلاح کنم.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
چهارشنبه, 20 شهریور 1387 09:16 |
|
به نام خدای جنگ فکر کن سال دیگر همین موقع جنگ شده باشد و فکرکن جنگ جهانی سوم را به راه انداخته باشند. هیچ تصوری از بمب اتمی ندارم و خدا می داند که در آن ذره ی کوچک تر از ذره چیست که می تواند، من، تو، او و همه ی جهان را به یک باره تکه تکه کند و نابود نماید. بزرگی می گفت: نمی دانیم جنگجویان، در جنگ جهانی سوم با چه وسیله ای خواهند جنگید، ولی بی گمان در جنگ جهانی چهارم، با بیل و کلنگ مبارزه خواهند کرد. فکرش را بکن سال دیگر به جای ترانه های خوش صبحگاهی، از رادیو، صدای آژیر خطر بشنوی. فکر کن که باز هزاران هزار سرباز، تفنگ در دست و بمب بر دوش، راهی مرزهای کشورها شوند و صدها نفر مجروح و زخمی در آن جعبه ی جادويی، به تصوير در آیند و يا تصور کن که کشور تو به قصد کشتن بنده های پروردگار، عازم کشوری ديگر شود و همين بلا بر سر مردم نقطه ای ديگر از کره ی زمین نازل گردد و یا شاید هم در آن سر دنیا قدرتمندی با فشار دادن یک تکمه همه ی انسان ها را به کام مرگ بفرستد؛ به همین سادگی.
|
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 بعدي > پايان >>
|
|
صفحه 1 از 6 |